تبليغاتX
سرزمین جک
جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت............لره میگه: چرت میگه چون قم 2 تا نقطه بیشتر نداره....ترکه میگه جفتتون زر میزنید چون "گم" اصلا نقطه نداره

ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دور تند مي زارن مي خوره به ديوار

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:28 |
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترك بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار

آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد . رفيقش ميگه : پس آبادان با خاك يكي شد ديگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:26 |
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:24 |
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم! (با عرض پوزش)

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:19 |
از تركه ميپرسن چندتا بچه داري؟ انگشت كوچيكشو نشون ميده، ميگه: هفت تا! ملت كف ميكنن، ميگن: بابا اين كه فقط يكيه! ميگه: آخه دادم mp3ش كردن!

بعد از عمري داريوش مياد ايران، اجرا زنده ميگذاره تو استاديوم آزادي. خلاصه ديگه ملت داشتن خودشون رو خفه ميكردن، داريوش هم مياد  حال بده، از ملت ميپرسه: چي ميخواين براتون بخونم؟ يك تركه ازون پشت داد ميزنه: اِبـــي بـخـــون.. اِبـــي بـخـون!

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:16 |
تركه ميافته تو چاه، فاميلاش سند ميگذارن درش ميارن!

ماشين تركه رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش!  يهو تركه داد ميزنه: هيچ خودشو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ تركه ميگه: ايلده من شمارشو برداشتم!

 

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:13 |
تركه صبح از در خونه مياد بيرون، ميبينه سر كوچه يك پوست موز افتاده، با خودش ميگه: اي داد بيداد، باز امروزم باید بخورم زمین!

تركه كارت تلفن ميخره، عجالتاً اول ميده پرسش كنن!

تركه سرش ميخوره به ميلة وسط اتوبوس، جا به جا ولو ميشه كف اتوبوس. بعد از چند لحظه، چشماشو باز ميكنه ميبينه ملتي كه واستادن بالا سرش ميله رو گرفتن، ميگه: ولش كنين ببينم چي ميگه!

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:11 |
تركه پسرشو ميگذاره دانشكده افسري، رفيقاش بهش ميگن: بابا  اينكه درسش خوب بود، ميگذاشتي دكتري، مهندسي چيزي ميشد، تركه ميگه: آخه ميخوام وقتي درسش تموم شد باهم كلانتري باز كنيم!

از لره نوار مغزي ميگيرند، ميبينند بيست دقيقه اولش خاليه!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:0 |
تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسمه من پروانه‌ست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:59 |
تركه و لره رفته بودن شكار، تركه از دور يك شير ميبينه، نشونه ميگيره ميزنه... تيرش خطا ميره و ميخوره به دم شيره. شيره هم شاكي ميشه، ميدوه طرفشون كه بهشون حمله  كنه. تركه جنگي ميره بالاي درخت، ميبينه لره همينجور اون پايين واستاده، بهش ميگه: بابا بيا بالا، الان مياد   می خورتت. لره يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: برو بابا! مگه من زدم؟!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:58 |
ترکه ميره تو يك قهوه‌خونه، به قهوه‌چي ميگه: داش حال ميكني يك جك عربي بگم؟! قهوه‌چيه ميگه: ببين ولك، من خودم عربم، اين يارو هم كه كنار دستت نشسته هم عربه، درضمن قهرمان كشتيه. اوني كه رو ميز سمت چپ نشسته هم عربه، درضمن معمولاٌ با خودش دو تا قمه داره. حالا هنوز ميخواي جك عربي تعريف كني؟! يارو ميگه: نه والله، حوصله ندارم سه بار توضيح بدم چي شد!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:55 |
تو اردبيل معلمه از شاگردش ميپرسه: دو دو تا چند تا ميشه؟ پسره ميگه: شونزده تا! يارو شاكي ميشه، ميگه: همين خنگ بازيا رو در مياريد كه ملت ميگن تركا خرن! دو دو تا ميشه چهارتا، ديگه اگه خيلي بشه، ميشه هشت تا!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:51 |
مناجات ترکه باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن

به ترکه میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم

غضنفر ماه رمضون ميره خونه دوستش مي خوابه دوستش بهش ميگه سحر صدات كنم؟؟ تركه مي گه نه همون غضنفر صدام كني بهتره

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 12:48 |
 به علت افزايش بي سابقه قيمت پودر لباسشويي و صرفه جويي در مصرف آب، حوزه علميه اعلام کرد از اين پس پاکيزگي فقط يک پنجم از ايمان است

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم شهریور 1387 و ساعت 9:7 |

از يه بسيجيه مي پرسن : دو خط موازي چيه ؟ ميگه : دو خط موازي دو خطي هستند که هيچ گاه بهم نميرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبري!

يه روز يه ترکه تو جوي اب تف ميكنه... ميدو دنبالش تاپاش رو روش بزاره

به طرف ميگن با (فرشاد) جمله بساز ميگه : روح غضنفرشاد!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:36 |

ترکه عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

به ترکه  ميگن چرا ميري سربازي؟ ميگه والا فقط به خاطر مرخصي هاش

يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي مي‌گه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو حال مي‌كني؟!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:32 |
از ترکه  مي پرسند «چرا قرص هايت را سر وقت نمي خوري؟»ترکه میگه : «مي خواهم ميکروب ها را غافلگير کنم.»

ترکه  حال نداشته بره حموم جاش یه کپسول چرک خشک کن میخوره.

غضنفر یه سکه میندازه هوا شیر میاد فرار میکنه!


 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه پنجم شهریور 1387 و ساعت 11:19 |
اصفهانیه قله اورست رو فتح میکنه بهش میگن انگیزه ات چی بود از این کار ؟ میگه خدا لعنت کنه اون آدمی رو که گفت اون بالا نذری میدند.

گرگه بعد از کلي جستجو آي دي شنگول منگول رو گير مياره، بعد از کلي چت کردن باهاشون قرار مي ذاره. وقتي مي ره سر قرار مي بينه چوپان دروغ گو اومد

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 10:13 |
یه بار یه لره در حال مرگ بوده بچه هاش رو جمع می کنه میگه بچه ها یه چوب بیارین بعد بشکنین چوب رو میشکنند بهد باباهه میگه ده تا چوب بیارین ، پسرا ده تا چوبم میشکنند میگه مفتول بیارین اونم میشکنند میگه تنه درخت بیارین اونم میشکنند میگه تیرآهن 14 بیارین اونم میشکنند بعد باباهه میگه بابا لر بازی در نیارین میخوام نصیحتتون کنم 
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 9:58 |
به ترکه میگن فعل خوردن رو صرف کن. میگه: میل ندارم، صرف شده، نوش جان، چشم!

در یک همایش بزرگ مردی که کیف پول خود را با موجودی 10هزار دلار گم کرده بود، اعلام کرد که به یابنده کیف پول 100 دلار جایزه خواهد داد. شخصی از انتهای سالن فریاد زد: من 150 دلار می دهم!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 9:52 |
ترکه داشته دعا می کرده: خدایا منو نیامرز!
ازش می پرسن چرا این جوری دعا می کنی؟ می گه دارم شکسته نفسی می کنم!

ترکه رنگ می زنه ثبت احوال، می گه ببخشید اونجا ثبت احواله؟ می گن بله... می گه من امروز حالم خوبه، لطفا ثبتش کنید.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 9:51 |
ترکه با زنش دعواش می شه، چراغ رو خاموش می کنه. زنش می گه چرا چراغ رو خاموش کردی؟ می گه آخه جواب ابلهان خاموشیست!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 9:49 |


Powered By
BLOGFA.COM