|
یه روز ترکه با برو بچهها میرن کافی شاپ ! اولی محکم میزنه رو میز و میگه یه کوکاکولا ! دومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پارسیکولا ! سومی محکم میزنه رو میز و میگه یه پپسیکولا ! ترکه هم برای اینکه کم نیاره محکم میزنه رو میز و میگه یه دراکولا
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:41 |
ترکه شب خوابيدني يه ليوان خالي ميذاره بالاي سرش بهش ميگن چرا ليوان خالي گذاشتي ميگه آخه شايد تشنم نشد
ترکه ميفته تو گير آدم خورا، آدم خورا ميگيرنش، رئيسشون ميگه: اينو پوستشو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم . ترکه هم يه چاقو ور ميداره ميگذاره رو شكمش، ميگه : جلو نيايد وگرنه قايقتونو سوراخ ميكنم + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:37 |
ترکه داشته پرتقال پوست مي كرده، با خودش ميگه خدا كنه توش موز باشه
ترکه مي ره سر يخچال در يخچال رو باز مي كنه ژله تكون مي خوره و مي لرزه ترکه مي گه نترس نترس با تو كاري ندارم مي خوام پنير بردارم + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:35 |
به غضنفر ميگن دخترت رو به كي شوهر دادي؟ ميگه غريبه نيست، دامادم هست
عابر : پسر جان ، ميخواهي خواهر كوچولوتو از خيابان رد كني ، احتياط كن پسر : عيبي نداره دو تا ديگه خونه داريم ترکه دو دستش به كمر توی اتوبوس وايساده بود د ازش ميپرسن چرا دست به كمر وايسادي د يه نگاه ميكنه به دستاش و ميزن تو سرش و ميگه : واي پس هندونه هام كوش + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:24 |
ترکه چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: دو تا آرزو بكن. ترکه ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، ترکه يكم ميخوره ميگه: به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:20 |
ترکه ميره اردکشو بفروشه، يکي مياد ميگه: آقا خرت چنده؟ ترکه ميگه: اينکه خر نيست اردکه!! يارو ميگه: با تو نبودم، با اردکه بودم
لره از كنار جن رد ميشه...جن ميگه بسم الله اين ديگه كي بود ترکه میره دانشگاه به دو دلیل می فهمن ترکه : 1-سامسونتشو تو زنبیل میذاشته 2- وقتی استاد تخته رو پاک میکرده اونم دفترشو پاک می کرده + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:19 |
ترکه میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم
بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید! ترکه میره دزدی، صاحبخونه پا میشه میگه کیه اون جا؟ ترکه میگه: هیشکی، گربهست، بعععععع + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:16 |
معلم: «مريم! اگر هم شاگردي ات، سارا، هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان ديگر هم بدهد، در مجموع چه قدر پول خواهي داشت؟» در همين موقع سارا با عصبانيت مي گويد:« اجازه! ببخشيد، از كيسه خليفه مي بخشيد؟! » اولي:« اگر تلويزيونم روشن نشد، چه كار كنم؟»دومي: «هلش بده، بگذار كانال دو.»
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:11 |
پزشك:« متأسفانه چشم شما دوربين شده.»بيمار: «آخ جان! پس مي توانم يك حلقه فيلم بيندازم توش و چند تا عكس بگيرم.» شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:11 |
شيطون اكس ميزنه مردم رو به راه راست هدايت مي كنه
ترکه از يكي ميپرسه قبله كدوم طرفه؟! يارو نشونش ميده، ترکه ميگه: بايد خيلي برم؟!!!
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:9 |
يه ترکه به رفيقش مي گه من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ يارو مي گه : آره ، تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما
ترکه دنبال دزد ميكنه، از دزده جلو ميزنه! یارو میره بازار کدو بخره در مغازه که میرسه اسم کدو رو یادش میره میگه:
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:8 |
ترکه میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن
قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو یک بار یک ترکه زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن بوده جواب میده بله.ترکه میگه خوش به حالتون ما نداریم + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:4 |
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن ترکه سرما میخوره
شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه می نویسه : یه روز یه ترکه ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین من از این ور میگیرمش + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
10:0 |
سازمان سنجش اعلام می کند که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:58 |
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
به لره می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم اداره راهنمایی رانندگی قزوین جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:55 |
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن + نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:53 |
یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه چرا داری با خره شطرنج بازی می کنی؟ ترکه میگه همچین خرم نیست دو هیچ جلوه
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:53 |
به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم
لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:51 |
تركه رو ميبرن جهنم :داد مي زنه: كمك ...كمك... جهنم آتيش گرفته
ترکه با نامزدش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . تركه با عجله ميگه : دوتا هم واسه من بيارين وزارت نفت طي اطلاعيه اي از هموطنان آذري زبان درخواست کرد کارتهاي هوشمند سوخت خود را پرس نکنند.
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت
9:49 |
ترکه ميره تو بانک وام بگيره ، ضامن نداشته منفجر ميشه يارو ماشينش تو برف گير ميکنه زنجير نداشته ، سينه ميزنه + نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:29 |
يارو زنگ میزنه ۱۱۰ میگه آقا پدال گاز و پدال ترمز و پدال کلاچ و فرمون و دنده رو دزدیدن! پلیس میگه ، برو صندلی جلو بشین
دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:26 |
يه ترکه میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:24 |
يارو ميره حرم داد می زنه : آقايون شلوغ نكنيد! حاجت ها قاطی میشه! من پارسال اومدم ، حامله شدم
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:22 |
به تركه ميگن: چرا قبض آب و برقو دوست داري، ميگه: چون روش نوشته: مش ترك گرامي
به ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:21 |
يه يارو زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه . به نام ... ؟ يارو ميگه . آخ آخ . ببخشيد .به نام خدا , يه پيتزا مي خواستم
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:16 |
یه روز ترکه می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.ترکه میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت
9:11 |
lore ba zanesh davash mishe.cheragho khamoosh mikone.zanesh mige chi shode? mige javabe ablahan khamoshist + نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت
1:36 |
یه ترکه میره خارج, با یکی رفیق میشه, یارو به ترکه میگه زمینو بکن, ترکه هم 200 متر میکنه, بعد فقط یه سیم پوسیده پیدا میکنه, یارو بهش میگه ببین این نشون میده ما 200 سال پیش تلفن داشتیم, ترکه یارو رو میاره ایران, میگه زمینو بکن, طرف 300متر میکنه چیزی پیدا نمیکنه, بعد میگه این جا که چیزی نیست. . . ترکه میگه میبینی. . . این نشون میده ما 300 سال پیش بیسیم داشتیم به ترکه میگن وسط اقیانوس کسی دنبالت کنه چی کار میکنی؟ میگه میپرم بالا درخت. میگن که تو اقیانوس که درخت نیست, میگه مجبورم میفهمی مجبــــــــــــــــــــورم + نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت
1:7 |
تركه ميره لباس فروشي، ميگه: ببخشيد شلوار نخي داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: بيزحمت دو نخ بدين!
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
11:0 |
به غضنفر میگن ترمز ABS چیه؟ میگه تو سرعت های زیاد و سر پیچ ها کار یا ابوالفضل رو می کنه!!!
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
10:56 |
يه روز يه ترکه خودش رو send to all ميكنه، ياهو خر تو خر ميشه!!
ترکه ادعای پیغمبری میکنه ، بهش میگن اگر راست میگی کتابت کو ؟ میگه : کتاب نیست ، حالا فیلاً جزوه میگم بنویسید + نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
10:13 |
غضنفر ميره مسجد وقتي مياد بيرون ميبينه كفشش نيست ميگه 4 حالت داره 1 نيامدم 2بدون كفش اومدم 3 اومدم رفتم 4 بعدن ميام
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
10:7 |
تركه هزار تومن ميندازه صندوق صدقات، تا غروب واميسته اونجا هركي مياد پول بندازه ميگه آقا برو من حساب كردم!
ترکه در يخچال رو باز ميکنه ميبينه ژله داره تکان ميخوره ميگه نه ترس ميخواب آب بخورم مامانه داشته واسه بچش لالايي ميخونده. بعد از يه ربع، بچهه ميگه: خوب مامان خفه شو ميخوام بخوابم! + نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
9:57 |
تركه زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين + نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت
9:51 |
|
|