تبليغاتX
سرزمین جک
ترکه کلاس رقص میذاره ورشکست میشه تحقیق میکنن میبینن که تو کلاس شاباش میداده

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در شنبه بیست و سوم خرداد 1388 و ساعت 20:23 |
ادم به 6 دليل شانس اورد چون حوا نمتونست ايناو بهش بگه:
1-من ادمت كردم
2_برو از شوهراي مردم يادبگير
3_ديشب كجا بودي؟
4_چرا پولاتو ميدي مادرت؟
5-چرا به اون زنه نگاه كردي؟
6-مي دوني من چند تا خاستگار داشتم؟


+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 8:46 |
یكبار به يك گربه ميگن مدرك تحصيلي ات چيست ميگه پيش پيش دانشگاهي


شب عيد فطر همه اصفهانيا بيرون خوابيده بودن ازشون مي پرسن چرا بيرون خوابيدين ميگن واسه اينكه پول فطرمون بيفته گردن شهرداري
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 8:45 |
اسبه زنگ میزنه سیرک میگه : آقا جون اونجا اسب استخدام نمی کنید ؟ میگن مگه شما چه هنری داری ؟ اسبه میگه بی شعور نمی بینی دارم حرف می زنم

ترکه میفته داخل چاه داد میزنه کمک یه نفر طناب میندازه پایین ترکه رو میکشه بالا میبینه مرده بعدا معلوم میشه طناب رو بسته دور گردنش

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 13:32 |
به ترکه میگن چی شد که زن گرفتی؟ میگه راستش ما دیدیم تو زندگی هیچی نشدیم، گفتیم لااقل داماد بشیم


غضنفر جلوی دبیرستان دخترانه میافته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 13:31 |
چند تا ترک میرن سینما . فیلم راز بقا رو داشته پخش می کرده . تمساحه آروم آروم میاد و آهو رو می خوره.همه ناراحت میشن . تمساحه میره پای خر رو بخوره با یه جفتک پوز تمساحه رو داغون میکنه . یه دفعه ترکه بلند میشه میگه محمدیاش صلوات .


ترکه با کلید گوششو تمیز میکنه گردنش قفل میشه
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 13:29 |
بسیجیه یه شب قرص اکس میخوره تا صبح وضو میگیره!


یه یارو میمیره میره اون دنیا ازش میپرسن چی شد که مردی ؟ میگه شیر خوردم میگن شیرش فاسد بود ؟ میگه نه گاوه یهو نشست


+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 13:28 |
ترکه تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟ میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی

ترکه تو خارج میره یه رستوران ایرونی, گارسون میگه چی میل دارین؟ ترکه میگه: ""with carpet rice, with fish what" گارسون میگه بابا اینجا که همه ایرونین فارسی بگو ببینم چی میخوای؟ ترکه میگه: همون باقالی پلو با ماهیچه


+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 9:7 |
افغانیه میره خونه زنه دزدی, زنه میترسه میگه بیا این طلا این پول. . . . همش مال تو, افغانی میگه خودتو به اون راه نزن نون خشکا کجاست؟ ؟

به ترکه میگن وبا اومده. میگه : چی چی آورده

ترکه قاضی میشه یکی میره پیشش میگه من از همسایمون شکایات دارم به من گفته گوه زیادی نخور, ترکه میگه غلط کرده برو بخور ! ! !

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در یکشنبه پنجم آبان 1387 و ساعت 9:5 |
به ترکه میگن سفر حج چطور بود میگه خیابونا تمیز ، برجاش بلند ، ماشینا آخرین مدل. البته یه جای زیارتی هم داشت که شلوغ بود نرفتم


هویجه با مامانش میره بیرون وسط راه به مامانش میگه مامان آبهویج دارم

هموطن اردبیلی رو برق سه فاز می گیره بیهوش می شه وقتی به هوش میاد بلند می شه ایست میکنه میگه اگه مردین فاز به فاز بیاین

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:30 |
از ترکه می پرسن دو دو تا؟ می گه چهار تا... گند می زنه تو جوک

اطلاعيه جديد راهنمايي ورانندگي خطاب به هم وطنان ترک: لطفا کارتهاي سوخت خود را پرس نکنين

از ترکه میپرسن میگن نظرت درباره پیام بازرگانی چیه ؟ میگه خیلی جالبه تازه بینش فیلم هم نشون میدن

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:26 |
ترکه خواب می بینه ماکارونی می خوره. صبح که بیدار می شه می بینه کش شلوارش نیست!

به ترکه میگن فعل خوردن رو صرف کن. میگه: میل ندارم، صرف شده، نوش جان، چشم!

ترکه زنگ می زنه رادیو میگه : الان صدام داره پخش می شه
میگن : آره . میگه حتی تو نونوایی
میگه : آره میگه خوب پس : اصغر نون نخر ننه ات خریده

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:24 |
رشتيه ميره خونه ميره حموم ميبينه يكي اونجاست:ميگه تو كي هستي :ميگه من غواصم رشتيه ميگه : نميدونم اين ارتش چيكار ميكنه ديروز هم يه خلبان رو كمد بود!

ترکه به بچش شک داشته میگه دهنت رو بیار جلو , ها کن ببینم .بچه ها میکنه ترکه  میزنه تو سر پسرش میگه پدر سوخته دختر بازی می کنی

 

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:21 |
تركه ميره پمپ بنزين ، يارو ميگه سوپر بزنم يا معمولي؟ تركه ميگه : هيسسسسسسسسسسسسسسس خوانواده تو ماشين نشسته ، معمولي بزن

بچه ها توی کلاس داشتند سر و صدا میکردند که ناظم میاد تو با عصبانیت میگه: اینجا طویله است؟ یکی از بچه ها میگه: نه آقا اشتباهی آمدید!

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:19 |
ترکه میره کارواش بهش میگن پس ماشینت کو؟میگه راه نزدیک بود پیاده اومدم

به تركه ميگن اذون بگو ميگه همه چيز با يك نگاه شروع شد

چوپونه با گوسفنداش قهر مي كنه اونا رو مي بره چمن مصنوعي

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:18 |
رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی

ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!

 

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در پنجشنبه دوم آبان 1387 و ساعت 11:17 |
جورج بوش گفته بطور حتم 3 نقطه از قم هدف حمله موشکی ما قرار خواهد گرفت............لره میگه: چرت میگه چون قم 2 تا نقطه بیشتر نداره....ترکه میگه جفتتون زر میزنید چون "گم" اصلا نقطه نداره

ترکه از جوب مي پره ازش فيلم مي گيرن . دور آهسته ميزارن ميفته تو جوب. دور تند مي زارن مي خوره به ديوار

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:28 |
ماشين پيكاني با شماره پلاك تهران ص از چراغ قرمز ردمي شه , پليس که ترك بوده آژير كشان دنبالش مي افته و پشت سرهم داد مي زد : تهران صلي الله عليه و آله بزن كنار

آبادانيه ميگه : ديشب آبادان زلزله 11 ريشتري اومد . رفيقش ميگه : پس آبادان با خاك يكي شد ديگه ؟ آبادانيه ميگه : بع ، ولك ، مگه بچه ها گذاشتن

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:26 |
ميخواستن لره رو شكنجه روحي بدن، ميفرستنش تو يك اتاق گرد، ميگن برو يك گوشه بشين!
+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:24 |
تركه كليدش رو تو ماشين جا ميگذاره، تا بره كليد ساز بياره زن و بچش دو ساعت تو ماشين گير ميكنن!

دو تا چسه داشتن باهم بازي ميكردن، يك گوزه مياد بهشون ميگه: منم بازي ميدين؟ چسا ميگن: تُچ! گوزه ناراحت ميشه، ميگه: آخه چرا؟ چسا ميگن: آخه مامانمون گفته بي سر و صدا بازي كنيم! (با عرض پوزش)

+ نوشته شده توسط محمدرضازادهوش در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 13:19 |


Powered By
BLOGFA.COM